روز جمعه ۱۷/۰۹/۸۵ طبق برنامه هیئت قرار بود صعود به قله گنو (قلات نصیری به ارتفاع ٢٣٤٩متر) رو داشته باشیم و بچه های تازه کار رو برای اولین صعود قله شون به گنو ببریم هوا نیمه ابری بود و می دونستیم توی این فصلها کوه گنو حساب کتاب نداره برای همین با هوا شناسی هماهنگ شد و گفتند که منطقه از ساعت ۳بعدازظهر به بعد بارندگی خواهد داشت و به خاطر همین خیالمون راحت شد که مشکلی پیش نمیاد ... خلاصه ساعت۴صبح قرار حرکت بود طی ۶سالی که کوهنوردی کردم این اولین باری بود که من باعث ۲۰ دقیقه تاخیر شده بودم . با عذر خواهی که کاری درست نمیشه بالاخره ساعت ۴:۲۰ دقیقه صبح ازمحل قرارحرکت کردیم و قبل از طلوع خورشید به منطقه محیط زیست گنو کنار درخت انجیرپیاده شدیم و مسیر رو با گروه ۱۲ نفره از سمت چپ شروع کردیم ابرهای تیره کل خط الراس رو در برگرفته بود و بازی زیبایی رو به نمایش گذاشته بود همه ما به وجد اومده بودیم دریا زیبا وآرام با جزیره ها یی زیبا تر از نگین بر پهنای اون خود نمایی می کردند هوا فوق العاده عالی بودمخصوصا " من که بعد از یکسال و ۳ ماه محرومیت این اولین صعود بعد از مصدومیتم بود بیشتر از همه به وجد اومده بودم ولی به روی خودم نمیاوردم به خودم میگفتم حرفه ای رفتار کن خلاصه پس از ۲۰ دقیقه به چشمه رمر* رسیدیم بچه ها برای برداشتن آب و خوندن نماز صبح مشغول شدند بعد از ۱۰ دقیقه دوباره براه افتادیم و بارش بارون هم شروع شد بعد از ۳ ساعت از مسیر پاکوب به سنگ قرار*رسیدیم .توی مسیر باشوق زیادی اطرافم رو نگاه میکردم . برای رسیدن به قله از سنگ قرار ۵ ساعت وقت لازم بود که سه ساعت برای رفت و ۲ساعت هم برای برگشت زمان نیاز بود . هر چه به صدیقه گفتم هوا خرابه کوه تا کمر تو ابر فرو رفته و هیچی دیده نمی شه بارش بارون شدیده بچه ها برای اولین بار دارن میرن ، قله نریم و تا همینجا کافیه قبول نکرد. فقط گفتم مراقب باش ریسک نکنید. فرحناز توان رفتن نداشت و خواست بمونه منم ترجیح دادم توی این هوای خراب و سنگهای خیس ریسک نکنم چون نمی خوام زحمتهایی که برای برگشتنم داشتم با بی احتیاطی از دست بدم برای همین بر خلاف میلم تصمیم موندن گرفتم و بچه ها به طرف قله رفتند همچنان زیر بارون ایستاده بودم و دور شدن بچه ها رو نگاه می کردم دلم با بچه ها داشت قله رو صعود میکرد و جسمم مونده بود سنگ قرار! دوربین ها به خاطر سرما شارژ خالی کرده بود منم موبایل فرحناز رو گرفتم و برای عکس گرفتن تا زیر گرده رفتم باید تمام طول این مدت رو انتظار میکشیدم تا بچه ها برگردند این اولین تجربه ماندن بود که اصلا حس جالبی نبود. برای موندن اونجا چیزی حدود ۵ ساعت مجبور شدیم زیر یک کلاهک کوچیک سنگی آتیش روشن کنیم که کمی خودمون رو گرم کنیم تمام لباسهام خیس بود آخه تنها بادگیرمو دادم به یکی از بچه ها و من بودم و یک پلار اونم خیس بود لباس ها رو آویزون کردم تا کمی خشک شه که البته امکان نداشت تو اون هوا خشک بشن . به تماشای بازی ابر و دریا نشستیم ، حدود ساعت ۱۲.۵ ظهر دیگه نگران بچه ها بودم تا اینکه تونستیم با هم تماس بگیریم و بچه ها قله بودند و در حال برگشت، پرسیدم هوا چه طوره هر چند میشد فهمید، جواب داد : هوا اینجا خیلی خرابه مه غلیظیه و باد شدیدی میوزه و خیلی سرده از اینکه فهمیدم بچه ها همه خوبند و مشکلی پیش نیومده خیالم راحت شد و بهشون غبطه خوردم که قله رو صعود کرده بودند هر چند شاید بارها قله رو صعود کردم ولی هر بار صعود لطف دیگه ای داره ساعت ۱۴ بچه ها اومدند و ما در این مدت با فرحناز براشون سوپ گرم درست کردیم و با سوپ گرم به استقبالشون رفتیم بعد از ۱۵ دقیقه استراحت برای برگشت براه افتادیم نرسیده به چشمه بچه های تیم منتخب رو دیدیم که از دور دارند میان. اونها توی دو روز گذشته برنامه پیمایش خط الراس استیری به قله گودبونی رو داشتند. ساعت ۱۶.۳۰ با مینی بوسی که منتظرمون بود به پایین رفتیم . زمان برگشت تو ذهنم یه برنامه موفق صعود رو برنامه ریزی می کردم .
پیشنهاد میکنم توی این فصل صعود کوههای هرمزگان آبی رو تجربه کنید .
_______________________________________________________
* سنگ قرار : محلی است به ارتفاع ١٧١٥ متر با مختصات جغرافیایی ٢٧٢٤٩٣٦ عرض شمالی و ٥٦٠۹٩٣ طول شرقی واقع در جبهه جنوبی قله نصیری که در دشتی پوشیده از گون واقع شده است.
*رمر (RAMER) : چشمه ای در غرب پاسگاه محیط بانی سرحد گنو که از جاده آسفالته حدود ۲۰ دقیقه فاصله دارد ، در مختصات ٢٧٢٤٦٠٣عرض شمالی و ٠٥٦٠٩٨٢٨طول شرقی به ارتفاع ١٤١٠ متر.

عکس از : مهدی معماری
